على محمدى خراسانى
46
شرح منطق مظفر (فارسى)
مىشود ؟ ما به اشتباه آن شبح را انسان پنداشته بوديم ولى وقتى نزديك شديم پى به اشتباه خود مىبريم . من خيال مىكردم كه آن سياهى انسان است ولى معلوم شد كه حيوان بوده و من خطا كرده بودم ، پس جهل مركّب علم نيست ، كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً « 1 » علم ضرورى و نظرى آخرين تقسيم از تقسيمات علم در مدخل كتاب اين است كه علم حصولى به هر يك از دو قسمش چه تصوّرى و چه تصديقى به دو قسم ديگر منقسم مىشود : 1 . علم ضرورى و بديهى . 2 . علم نظرى و اكتسابى . معلومات ضروريه و بديهيه عبارتند از : آن دسته از تصوّرات و تصديقاتى كه به كسب كردن و به دست آوردن ، فكر ، مطالعه ، دقت و مقدمهچينى نياز ندارد بلكه به مجرّد توجّه ذهن به آنها ( با يكى از اسباب و عوامل توجّه ذهن كه خواهد آمد ) بهطور قهرى و بالبداهه آن علم براى انسان حاصل مىشود . به قول مرحوم مظفر بطور ناگهانى و بىمقدمه و بدون توقّف و معطلى بىدرنگ حاصل مىشود . مثال تصورات ضروريه : مفهوم وجود و هستى از مفاهيم بديهيهاى است كه هر انسانى يك تصوير روشنى از آن در ذهن دارد حتّى كودكان خردسال هم آن را مىفهمند . همچنين مفهوم عدم ، نيستى ، مفهوم شىء ، علم و جهل ، عدل و ظلم ، احسان و اسائه همه تصور بديهى هستند . مثال تصديقات ضروريه : « الكل اعظم من الجزء » كه از بديهيات اوليه بوده و به مجرّد تصوّر موضوع و محمول و نسبت بينهما ، تصديق و حكم حاصل مىشود . البته در باب تصديقات ، اصل تصديق به نسبت ، جزء بديهيات است ، ولى تصوّر اطراف ممكن است كاملا فنّى ، نظرى و دقيق باشد . مثال ديگر : « النقضيان لا يجتمعان و لا يرتفعان » . كه باز هم جزء بديهيات اوّليه است . مثال ديگر : « الشمس مشرقة او طالعة » . كه از جمله مشاهدات حسّ ظاهر است ، يعنى از محسوسات است و به مجرد چشم باز كردن مىتوانيم به آن عالم شويم ، نيازى به فكر و انديشه ندارد . همچنين مانند : « انا عطشان ، جوعان ، غضبان » كه از جملهء مشاهدات حسّ باطن و از وجدانيات است . و
--> ( 1 ) . نور / 39 .